آینه های بی حرفی

 
آینه بیست و سوم (حسرت)
نویسنده : کامیار - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳٠
 

تو که اشک می شوی ،

می چکم از پنجه یخ.

خرما چین چشم تو ، 

جایی میان ثانیه ها مرد.


 
comment نظرات ()
 
 
آینه بیست و دوم (جدایی)
نویسنده : کامیار - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳٠
 

تق ، تق

آهنگ تمام پاهای دنیاست

که از تمام پله های دنیا پایین می روند


 
comment نظرات ()
 
 
آینه بیست ویک(انکسار ماه یا...در رثای مرگ خویش)
نویسنده : کامیار - ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠
 

اشک انکسار ماه

در خم راه

تابوت کشانِ فانوس به دست

عرق روان از بند پیشانی

دشنام به لب

-بختشان چه کور-

در گورش می کنند.

شب،بی فانوس،اما

اشک انکسار ماه

در خم راه


 
comment نظرات ()
 
 
آینه بیست (سیاوش و آتش)
نویسنده : کامیار - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳
 

چه سود؟

خلایق چه سود

زین کبودن تن به ناز انگشتی؟

این بگفت و در آتش شد.


 
comment نظرات ()
 
 
آینه نوزده(تردید)
نویسنده : کامیار - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۸
 

سخنی هست

کگر  جان بردیم به در

زین کمینگاه جنون

قصه ای ساز کنیم.

 

بعد از مدت ها متاسفانه گویا برگشته ام!


 
comment نظرات ()
 
 
پیشنهاد به خواندن ...........................میکنم
نویسنده : کامیار - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٩
 

در مدتی که نبودم کتابهای زیاد و خوبی رو خوندم .یکی از کتابهای داستان بلندی که خوندمرو معرفی میکنم.از خوندنش لذت ببرید.

 

تقسیم......................پیرو کیارا(ترجمه :مهدی سحابی)

کتابی زیبا و گیرا با موضوعی شاید جسورانه،در مورد مردی که سه خواهر رو به تصاحب خودش در میاره. کشش داستان هم به این مربوطه که باخواهر بزرگتر و پیرتر و زشت ترین اونها ازدواج میکنه تا بتونه به خواهران دیگر و تا حدودی زیبا تر برسه.و هر سه خواهر هم در دل از این ماجرا خبر دارن ولی گویا با این موضوع بدون اینکه توجهی به هم  بکنن کنار اومدن!


 
comment نظرات ()
 
 
آینه هجده(انجماد)
نویسنده : کامیار - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۱
 

خونت،

 در چهار راه خواهش،

منجمدخواهد شد.

این رهگذر

که برف اشکت را

به زیر پا گرفت.


 
comment نظرات ()
 
 
آینه رو به رو(خاطره)
نویسنده : کامیار - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٤
 

خاطره

میخواهم بگویم یادت هست؟

خاطره

وقتی نگاهم میکنی

در چشم هایت تاریک روشنای دیروزست.

خاطره یادت هست

در چشمهایم برق زدی

من به موهای تو چنگ زدم،

و چه زیبت در آغوشم آرام گرفتی.

خاطره هر دم که یادم میکنی

مرا به رعشه ای زیبا میبری

که در معبد چغازنبیل آموختم.

خاطره گرمای لبانت

داغی کوچه پس کوچه های اهواز است،

آنجا که بال های شاپرک میسوخت

و شمع هم حتی به دیدارسش نمی آمد.

خاطره یادت هست،

هر دم که می خواستم ببوسمت

با نگاهی غضب آلوده مرا به گوشه عزلت می نشاندی؟

و هر دم که می خواستم به موهایت چنگ زنم،

موهایت را در باد پریشان میکردی؟

خاطره یادت هست،

من آنجا تو را آموختم،

در آن مسیر باریک سبز

که به دالان بهشت میرفت،

همانجا که تو را گم کردم!

خاطره

باز هم میخواهم بگویم یادت هست!؟

میابم که خود،یادی!

((این شعر از دوست عزیزم احسان هست که احتمالا به زودی به عنوان همکار در این صفحه خواهد بود.این شعر شاید در بعضی جاها سکته های کلامی و آهنگی داشته باشه،اما مضمون شاعرانه بسیار زیبایی داره که من کاملا درکش میکنم))


 
comment نظرات ()
 
 
آینه هفده( گوشه ای از تنهایی)
نویسنده : کامیار - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸
 

ما در زاویه تنگ این خراب آباد

بی کسی خویش را چه غریبانه بر سینه  میفشاریم.

باید هرکول باشی،

تا خاکستر سیگارت را بگیری!

(87.8.8 کنج بالکن،با سیگاری روشن!)


 
comment نظرات ()
 
 
پیشنهاد به خواندن .....................میکنم.
نویسنده : کامیار - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۱
 

مشقت های عشق(نه داستان برگزیده معاصر)..........ترجمه مژده دقیقی-انتشارات نیلوفر

 این کتاب مجموعه ایست از  نه داستان کوتاه فوق العاده که همگی به عنوان داستان برگزیده انتخاب شده اند و سه داستان نیز جایزه اول او هنری را برده اند.با ترجمه ای روان از مترجمی خوب میتوانید لذت بیشتری هم ببرید.در این کتاب میخوانید:

وزنه............................................جان ادگار وایدمن

پدر توی دفتر کارش است......................آلن گرگانوس

مشقتهای عشق....................................کلر دیویس

داستان یک پرستار....................................پیتر بیدا

قطار 5:22..............................................جرج هارار

خانم داتا نامه ای می نویسد............چیترا دیواکارونی

کلید.....................................آیزاک باشویس سینگر

پل معلق.............................................آلیس مونرو

باغچه مادرم......................................کاترین شانک


 
comment نظرات ()
 
 
آینه شانزده(کابوس)
نویسنده : کامیار - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳
 

دنباله راه راه های خط به خط ،

و خط های راه راه خواب

بر پهلو های لگد خورده نه چندان انسانی

و حفره های سینوسی غریب و مغشوش.

به پایان اندیشناک،

ایستاده در سراسر سرسراهای سهمناک کابوس

از میان ناله های ضجه وار

چهره های غرق اشک و آه

با زبان سنگ های عتیق

نام تو را فریاد کردم......

(٨٧.٧.١۴  تنگنای تنگ )

 


 
comment نظرات ()
 
 
سنگ نه(نوابیغ!)
نویسنده : کامیار - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٩
 

در پاسخ به دعوت خجسته عزیز برای شرکت در تست شخصیت.متاسفانه باید بگم که نتیجه تست دروغی بیش نبود گویا!

نابغه!

(تاثیرپذیر،درون گرا،آرمان گرا،متفکر)

تو یک تیپ نابغه هستی.تو میتوانی ساکت و کم حرف باشی اما پشت ماسک خاموش و کم حرف تو یک ذهن فعال وجود دارد که به تو اجازه میدهد که همه موقعیت ها را تجزیه و تحلیل کنی و در پایان راه حل های خلاقانه و دور از ذهنی را انتخاب کنی!مردم عادی تحلیل های ذهنی تورا نمی فهمند و فکر می کنند پنهانی مشغول دوز و کلک چیدن هستی!

به هر حال سلیقه و اصالت فکر نقاط قوت تو هستند و مردم وقتی که تو را بشناسند به قضاوتها و تصمیماتت احترا میگذارند. و اگر یاد بگیری یک کم خوش برخورد تر باشی میتوانی رهبر بسیار خوبی باشی.تو مطمئنا  چنین تصوری را در همه ایجاد می کنی.

 

از اینجا میتونید به این تست خودشناسی دسترسی پیدا کنید


 
comment نظرات ()
 
 
پیشنهاد به خواندن ........................میکنم.
نویسنده : کامیار - ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٥
 

از گونتر گراس هر سه اثر معروف او به فارسی ترجمه شده که خواندن هر سه را شدیدا و اکیدا پیشنهاد میکنم و البته خواندن دیگر کتابهای او هم توصیه میشود!(فکر میکنم کلا 16 اثر از او به فارسی ترجمه شده باشد):

  • طبل حلبی............................ترجمه سروش حبیبی
  • موش و گربه...........................ترجمه کامران فانی
  • سالهای سگی........................ترجمه علی اصغر حداد
  • قرن من................................ترجمه کامران جمالی
  • سیل...............................اثر نمایشی-مترجم جاهد جهانشاهی
  • کندن پوست پیاز..............خاطرات نویسنده-مترجم جاهد جهانشاهی

 
comment نظرات ()
 
 
سنگ هشت(ما نامرئی هستیم)
نویسنده : کامیار - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳
 

در جواب دعوت سارا پارسی عزیز به پاسخ سوال اگر نامرئی بودید چه میکردید.

به تمام کسانی که میخوان این سوال را پاسخ بدهند  توصیه میکنم حتما نمایشنامه "داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد"را مطالعه کنند.احتمالا نظرشون در پاسخ دادن به این سوال عوض میشه.

قسمتی از این نمایشنامه:

زن:خب،بسه دیگه.بیا بیرون.یه ذره پرنده ها رو بذار به حال خودشون(اشاره به پرنده های نامرئی)

مرد:آخه از کجا بیام بیرون؟من هیچجا نیستم.راستش رو بخوای من خودمم نمیدونم کجا هستم.میتونی بهم نشون بدی از کجا باهات حرف میزنم؟

زن:آره.از همه جا!

مرد:پس من همه جا هستم.....

زن:اگر همینطوری ادامه بدی از گرسنگی میمیریم.

مرد:من از گشنگی نمیتونم بمیرم.چون کسی که خودش غذاس از گشنگی نمیتونه بمیره.

زن:پس اونا تو رو خوردن(اشاره به پرنده های نامرئی که در ثانیه در حال تولید مثل هستند).........

نویسنده این نمایشنامه ماتئی ویسنییک و مترجم تینوش نظم جو ست.کتاب در قطع جیبی و در ٨٨ صفحه توسط نشر ماه ریز چاپ شده.

به نظرم ما همه یه جورایی نامرئی هستیم.چون هیچ وقت به چشم نمیایم.


 
comment نظرات ()
 
 
آینه چهارده(خاطرات)
نویسنده : کامیار - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۳٠
 

بر دریچه های بی انتهای شب

مغز،میزی سربین بر پایه های لغزان حریر:

سایه ای اسیر بین درب خانه و خیابان مردد

گامی به جلو،یا پایی به عقب؟

سکوت سنگی کوچه ها

در دم گرفته ی ذهن ظهر تابستان

و درهایی که به سفر همیشه باز بود.

سفر از من به چشم سیاه

با دوچرخه ای زنگ زده

-اسب سیاه پدالی-!

سقوط زمان در میان بهت تا منع دیدار.

تو را بدست ناورده بر باد دادم!

(شهریور 87)


 
comment نظرات ()
 
 
سنگ هفت(هایکو)
نویسنده : کامیار - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٩
 

 توضیحاتی  کوتاه در مورد هایکو و شعر ژاپن:

"تاریخ سرایش هایکو به قرن شانزدهم باز میگردد و از نظر پیشینه ساختاری از دل شعرهای به هم پیوسته پنج سطری یا زنجیری به نام رنکو  یا رنگا بر آمده است که در آنها بیشتر طنز وتصنع دیده میشد.اما به تدریج از بیان طنز آمیز و آسان یاب فاصله گرفت،ژرف اندیشانه شد و سرانجام با ماتسوئو باشو شکل قطعی و پایدار خود را بدست آورد.نخستین اصل که در بیشتر هایکو ها دیده میشود تصویر یا ایماژ است.مانند برکه باغ درخت و.....تصویرهایی برای تولید احساس با آماج معنایی وسیع.دومین عنصر هایکو حرکت است. زیرا نمایش یک تصویر از یک موقعیت،زمانی جذاب می نماید که با حرکت همراه باشد.وگرنه شاعرانگی خود را از دست میدهد وخسته کننده میشود.وسرانجام عمده ترین خصلت هایکو معنای نهان است.این معنا گاه در سطرها گفته نمی شود بلکه شاعر خواننده را بر جایگاهی می نشاند که میتواند از آنجا او را به دنیای فراتر از آنچه صورت شعر مینماید رهنمون کند.ناگفته های هایکو هرچه بیشتر باشد،هایکو از شاعرانگی بیشتری برخوردار می شود.این تکنیک از آیین ذن نشئت میگیرد،آیینی که به یگانگی انسان با کل هستی و طبیعت اعتقاد دارد........"

برگرفته از مقدمه کتاب صد ویک هایکو از گذشته تا امروز ترجمه پگاه احمدی


 
comment نظرات ()
 
 
پیشنهاد به خواندن......................میکنم
نویسنده : کامیار - ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٧
 

شعر ژاپن خصوصا قالب هایکو مدت زیادیست ذهن مرا درگیر خود کرده.شعری که در سه سطر بازگو کننده حال شاعر هست!احساس خالص.شعری که در واقع از یک تصویر طبیعی بدست میاید.گاهی به حرکتی تبدیل میشود،ولی مقصود شاعر از این تصاویر طبیعی و حرکات گاه و بی گاه چیزی ورای آن است و مفهومی نهان در دل شعر جای داده شده.

برای درک هایکو پیشنهاد به خواندن کتابهای زیر میکنم:

  • هایکو؛شعرژاپنی از آغازتاامروز...........ترجمه احمدشاملو-ع.پاشایی_نشرچشمه
  • شعرای بزرگ معاصر ژاپن...............................ناهوکو-تاواراتانی_انتشارات توس
  • اندیشه واحساس درشعرمعاصرژاپن.......ترجمه هاشم رجب زاده_انتشارات توس
  • نور ماه بر درختان کاج(ذن هایکو)...................ترجمه نیکی کریمی_نشر چشمه
  • صدویک هایکواز گذشته تا امروز....................ترجمه پگاه احمدی_کتاب خورشید

 


 
comment نظرات ()
 
 
آینه پانزده(راز)
نویسنده : کامیار - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٧
 

نگاهت را از من مگیر

آنچه میدانی و میدانم

ژرفنای تنگ میان دو لب

یا که بوسه ای شاید

نهانگاه راز های هرگز باشد.

(زمستان 86)


 
comment نظرات ()
 
 
پیشنهاد به خواندن........................میکنم
نویسنده : کامیار - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳
 

(سرودی برای عزلت)

تنهای تنهایی و تنهاماندگی و تنها،

بسان دیوانهای در مرکز دیوانگیش:

من میگویم آنچه را تو به من گفتی

با صدای غرقه دریا در گوشهایم ساخته از خاکسترهایی که می خوانند.

من گامهایت را شنیده ام.

(لوییس کاردوزایی آراگون-شاعر سورریالیستی گواتمالا)

 

خواندن کتاب((شعر آمریکای لاتین- ترجمه تقی هنرور شجاعی و حشمت کامرانی-از نشر امیرکبیر ))رو توصیه میکنم.

کتابی که از تمام شعرای بزرگ امریکای لاتین شعری رو در خود جا داده.از نرودای بزرگ و اکتاویا پاز و روبن داریو  تا امثال لوییس کاردوزایی و باربا خاکوب که کمتر شناخته شده اند.ترکیبی از سبک های مختلف و جنبش های ادبی بسیار در سالهای طولانی.خواندن این اشعار خالی از لطف نیست


 
comment نظرات ()
 
 
آینه سیزده(ارضا!)
نویسنده : کامیار - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳
 

در تلاطم عشق،

در انحنای اندام،

بی خود شدن از لذت یک بوسه،

تنها دو کلام بود؛

حرف تمنا،

وچند حباب که بی صدا ترک برداشت.

(تابستان ٨۵)


 
comment نظرات ()
 
 
 



جستجوي كتاب

كتاب مورد نظر خود را جستجو كرده و آن را بخوانيد